بشوره ببره همه چیزو.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
اون شعری که مال تو بود ، درحالی که اسم یه شاعر دیگه رو زدی.
بعد من رفتم همه کتاب شعراش رو گرفتم و وقتی ازت پرسیدم اسم شعر چی بود که پیدا نکردم ، گفتی ،مال خودم بود. نمیدونم بهت گفتم یا نه ، اما نوشته بودمش اول دفتر طراحیم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
خواب دیدم اومده اینجا کامنت گذاشته که فلان تیم هم اونقدرا بد بازی نکرد و اینا.
بوبوکو.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
سال گذشته ، همین روزا ، اولین قدم هام رو برداشتم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
یه انیمیشن دیدم برای بچه های سرطانی درست شده بود و چه آدمای خوبی. یعنی خوشحال کننده بود.
بعضی وقتا فکر میکنم چقدر فاصله زیاده ، قرار نیست پر بشه..بعد میبینم مگه دست خودمونه ؟؟ مگه ما خواستیم ، یا اونا خواستن... یه مشت آدم ریخته شدیم رو زمین و مجبور به زندگی هستیم....
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
یهو اومد تو فکرم دوباره. چون یجورایی آثارش همیشه باهامه. بعد دیدم۹۲ و ۹۳.
۳ اردیبهشت.
اومدم چک کنم امروز چندمه ، دیدم سه سال پیش ، همین موقع.
_
اما این روزا قشنگن و منم خوشحالم. این رو میگم که بعدن ، وقتی اینا رو میخونم به این فکر نکنم که چندین بار دل و روده گذشته رو محض زجر دادن ، در آوردم. این فقط یه گرامیداشته. به یاد تاثیر گذار ترین آدم زندگیم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
دیروز انجمن شاعران مرده رو تموم کردم و فیلمش رو هم تیکه تیکه دیدم. در حدی که یه پس زمینه داشته باشم تا حالا کامل ببینم.
تااااد چه مهربوووووونه دستاش قد آآآسمووووونه.
_
دیگه اینکه دلم برای کوکو تنگ شده. هوا این روزا خییییلی باحاله.سسی یه سری دوست تازه پیدا کرده.سمور و ساغر که هردوشون هم منقرض شدن.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
اگه انجمن شاعران مرده ، شعر های فارسی رو میخوندن ، دیوونه میشدن.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی